خرید بک لینک

از بی حالی، لاغری، چشم ضعیفی، نزدیک بینی ، از راه رفتم مثل مرده ها متنفرم.

از بی پولی ، با بدبختی زندگی کردن، از نداشتن صبحانه و شام برای خوردن متنفرم.

از غریب بودن با میوه ها، با غذا ها و سبزی های عجیب، با سوشی، با خاویار ، با قومه سبزی متنفرم.

از نداشتن دوست، نداشتن رابطه با دختر ها از خجالت ، از ترس متنفرم.

از سکوت در دانشگاه، از تایید حرف دیگران، از خوب و بله گفتنا منتفرم.

از ندانستن مصالح ساختمان، اداره ها و هزان دانسته های عمومی ندانستن متنفرم.

از دروغ پنهان کاری از ،رشته ی بد ، از در روستا زندگی کردن بدون امکانانت متنفرم.

از سوت کشیدن گوشام، از ضعف چشمانم، از ضعف رویم، و از هر چی ضعف است متنفرم.

از ساکتی ، از مسکین بودن و خوب بودن متنفرم.

از ندیدن جاها، از نرفتن سفر ها ، نشناختن آدم ها و مکان ها متنفرم.

از پوز دادن فردی پیش من، از تفریف کردن های بیگانه از خودش و از من متنفرم.

از بدی ها و نفرت ها ، از آدم های بد، از آدم های نفرینی متنفرم.

برچسب: متنفرم شاهین,متنفرم از آدمایی که,متنفرم از خودم, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:43

صفحه بندی