
بادی خیلی وقت پیش میومدم ، و تولد وبلاگم رو تبریک میگفتم، هفت اذز ماه اما به هر حال نشد اما الان میگم هفت اذر تولد وبلاگم مبارک...
ادامه مطلب
بعد از چیزی حدود دو سال ده ماه اینک دوره ی جدیدی از نوشتن در این وبلاگ را شروع میکنم و احساس میکنم که دوره ی جدیدی در من به وجود آمده که اگر قدرش را بدانم و مثل دوره های دیگر به هدر ندهم میتوانم به آنچه که میخواهم برسم. احساس میکنم همه چیز دوباره برگشته سر جای اولش بر عکس تمام وقت ها ، دیگر نمیخواهم سراغ گذشته بروم گذشته اینک دوست دارد دوباره سویش بروم اما هرگز هرگز سراغش نخواهم رفت و احساس میکنم و یقین دارم که ترس در وجود بسیار بسیار کوچک تر شده و کشته تر شده . و شاید هم اصلا کاملا کشته شده باشد اینک نباید دوباره بگذارم بترسم اینک نباید دوباره بگذارم بترسم نمیگذارم که با تعریف های الکی شخصی مرا آذار دهد اصلا یک آدم دیگری خواهم شد نه نه هرگز نمیگذارم که این فرصت از دست برود/ من میتوانم من اج...
ادامه مطلب
وبلاگم سه ساله گشت اولین پست وبلاگ تو سه شنبه 7 آذر 1391 تو یه شب سرد پاییزی هنگامی که از کنار پارک میامدم و کاملا یخ زده بودم را ایجاد کردم دوران خوشی بود به هر حال کارشناسی دوستت دارم و امروز سه سالگی وبلاگم پر شد و وارد چهار سالگی شد امیدوارم امسال سالی خوش و سرشاز از شادی باشد و همین طور هرسال و همین طور برای همه زمان چه زود میگذرد و ما چه اندازه بیهوده زمانمان را با کارها و افکار پوچ هدر میدهیم باید شاد و با برنامه و شاد زندگی کنیم...
ادامه مطلب