بازم اومدی
بازم دیدمت
اما این بار
نه مثل هر بار
انگاری آتش های زیر خاکستر میخواند روشن شند
شعله بکشند، پرواز کنند ، و تو را بغل کنند
و تو را محکم برای همیشه در آغوش بکشند
و دیگر تو باشی و من
چه شیرین است
حتی گفتنش
حتی نوشتنش
باز خواهی آمد
باز خواهمت دید
اینبار
قشنگ تر
و
...
برچسب: بازم تو خواب من,بازم تولدم شد,بازم توی قلب شهر,
نویسنده: حدیث رحیمی